به خودت اعتماد کن                              

اشتراک گذاری

به خودت اعتماد کن                              

Like
Like Love Haha Wow Sad Angry
13

 

مطالعات درباره رشد شخصیت و بلوغ نشان می دهد که مرحله اول رشد شخصیت ” اعتماد ” است. اعتماد از آن داستانهای به ظاهر ساده اما در واقع بسیار پیجیده و بحث برانگیر است. برای بزرگ شدن لازم است به خود و محیط اطرافمان اعتماد داشته باشیم. همه انسان ها استعداد اعتماد کردن دارند نه فقط استعداد که تمایلی ذاتی برای اعتماد کردن در همه هست. دلیلش بسیار روشن است چون اعتماد به دنبال خود احساس خوب آرامش ، شجاعت ، قدرت و جسارت می آورد و شکی نیست انسان برای رشد ، تعالی و پیشرفت بیش از این چیزی نمی خواهد با پذیرفتن این اصل، طرح این پرسش رایج از پای بست غلط خواهد بود. ” چرا به من اعتماد نداری؟”

در حقیقت دلیل این پرسش لازم و ستودنی است اما مخاطب سوال اشتباه است بنابراین باید بپرسیم چرا او به من اعتماد ندارد؟ در این مواقع شاید ایستادن مقابل آینه هم بی تاثیر نباشد. دلیل من برای غلط بودن سوال اول این است که فرد مخاطب قبلاً به ما اعتماد داشته و اکنون هم به افرادی غیر از ما اعتماد دارد. پس یک استنتاج منطقی ما را به این نتیجه
می رساند که رفتار و گفتار ما با سوء برداشت طرف مقابل او را به این نقطه بی اعتمادی رسانده است. بگذریم ، تکلیف همه ما در قبال ناراحتی از اعتماد نکردن دیگران مشخص است اما نوع دیگری از بحران شخصیتی جامعه امروز ما را می آزارد گویی این روزها استعداد ذاتیمان برای اعتماد کردن را از دست داده ایم . شاید خیلی هم تقصیر نداریم آنقدر آدم های بی منطق، خودخواه ، عهد شکن و قسی القلبی شده ایم که مقوله اعتماد با ذاتمان بیگانه شده است اما برای حرکت در مسیر بلوغ نیاز داریم که بتوانیم به خودمان ، همکارانمان ، دوستانمان  و … بیشتر اعتماد کنیم . شاید بزرگترین دلیل شایعه پراکنی ها ، ترس از زیر آب زنی ها و تئوری های توطئه ، نکته ای نیست جز ضعف در اعتماد به نفس. مطمئن نیستیم که به حق سرجای خودمان ایستاده باشیم و شایستگی هایمان را باور نداریم . با چنین ضعفی هر حرفی می تواند موقعیت ما را به خطر بیندازد . هرگزارشی می تواند زیر آب ما را بزند. هر انتقادی می تواند به معنای تخریب باشد. هر توبیخی به معنای اجحاف است. آمدن هر شخص جدیدی تهدیدی محسوب می شود و …  بدیهی است با چنین ذهنیتی فرد دچار رفتاری کودکانه و تدافعی می شود و گاهی ضربات مهلکی را به جامعه اطرافش وارد می کند. کسی که اعتماد به نفس ندارد، چون نمی تواند از داشته ها و محاسن خودش مایه بگذارد، برای پیدا کردن جایگاهی موجه بین دیگران از تخریب ، غر زدن های بی مورد ، شرح مصیبت
درباره تضییع حق ، تمسخر اطرافیان ، بخصوص افراد شایسته ای که اعتماد به نفس دارند، بهره می برد. ضعف اعتماد به نفس گاهی او را وا می دارد که شایعاتی واهی بسازد تا ذهن دیگران را از محور خطاها و کاستی هایش منحرف کند. چنین کسی در تعامل با دیگران نیز دچار مشکلات عدیده ای است. چون خود را در جایگاه درستی نمی بیند. بنابراین همیشه در مقابل اطرافیان در حالت دفاعی است. در نتیجه صداقت و مشارکت در ارتباطاتش به حداقل می رسد. بیشترین مشکل رفتاری او در بی صداقتی و ناراستی خودنمایی می کند. گاهی اطرافیان کم تجربه متوجه این امر نمی شوند و تحت تاثیر القائات دروغین او قرار می گیرند و جوی از بی اعتمادی و نا آرامی پیرامون چنین فردی شکل می گیرد. در مسیر رشد و بلوغ شخصیت، گام اول خلوت کردن با خود است خودی که باید دوستش داشته باشیم تا بتوانیم خوبی هایش را در محیط اطرافمان شکوفا کنیم. اولین قدم هر فرد برای دوست داشتن و اعتماد کردن بی هیچ شکی دوست داشتن خود و اعتماد به نفس است. مسلماً کسی که خودش را قبول ندارد نمی تواند توقع داشته باشد دیگران به او اعتماد کنند و از وجودش بهره ای ببرند. البته باید درباره اعتماد به نفس های کاذب و خود بزرگ بینی های رایج نیز هوشیار باشیم. امیدوارم جوانان ما با هر رتبه علمی و در هر جایگاه اجتماعی، اعتماد به نفس خوبی داشته باشند. موهبتی که به آنها استعداد اعتماد کردن را نیز هدیه می دهد.

Like
Like Love Haha Wow Sad Angry
13

نظر بدهید