تولید ملی کدام است؟

اشتراک گذاری

تولید ملی کدام است؟

Like
Like Love Haha Wow Sad Angry
382

سالهاست که گوش مردم از شعار و فریاد تولید ملی از ناحیه ی انواع و اقسام مدعیان از جمله دانش بنیان و غیر دانش بنیان کر شده و همواره عده‌ای مطالبه‌ی حمایت از تولید ملی داشته‌اند با این ادله و توجیه که روز مبادایی هست که این زیرساخت و سرمایه به داد کشور خواهد رسید .

روز مبادا بلکه بدتر از مبادا آمد و از آن کرور کرور ادعا، تعداد زیادی در صحنه نمانده اند تا بار فشار اقتصادی وارد بر مردم را کمی تعدیل کنند. چه بسا فریاد و مطالبه شان این روزها بیشتر هم شده که کسی بیاید و باری از دوششان بردارد. چرا ؟ چون تولید ارزشمندی که لایق حمایت باشد، آن تولید ملی که سالی را به نامش می گذراند و رونق آن را دستور کار کشور قرار می دهند، مولفه هایی دارد که بر اساس میزان مصاحبه و افترا و پرونده سازی و وا اسفاهای مدعیان تعیین نمی شود. تولید ملی می بایست برای کشور ” ارزش” ایجاد کند و برای ایجاد ارزش از هر تولیدی بی شک سه مولفه حاکم است: کیفیت ، قیمت و تامین صحیح .

از این شرح مصیبت که عده‌ی کثیری به مجرد تغییر جهت باد به سمت تولید، چهره عوض کردند و ماسک تولید زدند و پدیده ای بنام تولیدنمایی رقم خورد، بگذریم. حتی از اینکه راه ارزان فروش های هند و چین و بسته بندی مجدد بنام جنس ایرانی را هم خوب یاد گرفتند، بگذریم. از تمامی این مفسده‌های خیانت آمیز و خانمان برانداز بگذریم.

شرط اول تولید، کیفیت است و کیفیت در هر صنعت دارای استانداردها و خطوط قرمز خود می باشد. متاسفانه ما عمدتاً ملت اهل هیاهو و جنجال هستیم ، نه صنعت گران استاندارد محور و در نتیجه ی این رویکرد کار را به جایی می رسانیم که وقتی تحمل هزینه های سنگین برای کیفیت را نداریم یا اینکه سیستم تولید یا دانش فنی ما به محصولی با کیفیت ختم نمی شود، بهتر می بینیم که کلاً صورت مساله را زیر سوال ببریم. تئوری توطئه درست کنیم و استانداردهای کیفی را ابزار استکبارجهانی بدانیم ، اگرقافیه تنگ تر شود اصلاً شعار ” مگر سایر استانداردهای زندگیمان بین المللی است که این محصول را بین المللی می خواهیم؟! ” سر می دهیم، مشتری را به خود فروختگی و مصرف گرایی و القا شدگی محکوم می کنیم تا بتوانیم بهانه ای برای فریاد کشیدنمان باشد که خود را داعیه دار تولید ملی بدانیم و از طرفی جنگ را در جبهه ی معاند کیفیت گرایی مغلوبه کنیم .

اما واقعیت تجارت و اقتصاد این نیست. مردم چه از بودجه ‌ی عمومی و چه از هزینه های شخصی حق دارند که درخواست محصولی با بهترین کیفیت را بنمایند و این استانداردهای کیفی براساس دسیبل صدای مدعی تولید یا دایره ی ناسزا گویی هم تغییر نمی کند بلکه اصول و مبنای علمی دارد و دلیل سرمایه گذاری های کلان تحقیق و توسعه بر روی درصدی ارتقای کیفیت در دنیا چیزی نیست جز “خلق ارزش” . ارزشی که هم به عنوان شرکت و هم به عنوان کشور می توان آن را هم فروخت و هم استفاده کرد و هم به درد روز مبادا بخورد.

موضوع بعدی قیمت است. به نظر من در تاریخ اقتصادی-سیاسی بعد از انقلاب کلمه ای که یا به سهو در حقش جفا شد یا عده ای با چراغ آمدند و این کالا را گزیده تر بردند، چیزی نیست جز “خودکفایی”. در دنیایی که کارها هر روز تخصصی تر می شود، پتانسیل تولید را باید در جایی متمرکز کرد که با صرف منابع کشور بتوانیم ارزشی بیشتر ایجاد کنیم همان چیزی که در حقیقت به آن “ارزش افزوده” اطلاق می شود.

قیمت رقابتی یکی از اصول مشتری برای انتخاب محصول است و هر حربه ای، حتی مزین به کلماتی زیبا چون حمایت از تولید ملی، در جهت تصدیع حق مشتری، تیری است بر قامت اقتصاد. اقتصادی که بر پایه و اساس و اصول نچرخد، نه تنها روز مبادا گره ای از مشکلات مردم و کشور باز نمی کند، بلکه خود معضلی خواهد شد لاینحل. همان دردی که امروز می‌کشیم .

در روند ارائه‌‌ی قیمت رقابتی هیچ بهانه ای پذیرفته نیست و مشتری خواه دولت باشد و از جیب خزانه هزینه کند یا کارگری ساده و از حقوق ماهیانه، محق است که کالای مورد نیازش را ارزانتر را بخرد و در خصوص نحوه‌ی هزینه کرد دارائیش تدبیر کند.

اینکه ما به ظاهر صنعتی راه انداخته ایم که حجم بازار ایران جبران هزینه های تولیدمان را نمی کند اشتباه ماست. اینکه آن رقیب خارجی ما کارگر ارزانتری دارد که ما نداریم، ضعف مطالعات سرمایه گذاری ماست و مشتری ما ،حتی دولت، حق ندارد که از جیب عموم مردم هزینه‌ی ناشی‌گری یا منفعت طلبی یا ضعف تکنولوژیک ما را به بهانه ی حمایت از تولید ملی بپردازد، چون در اصل این تولید ملی نیست. این کاسبی که به هیچ عنوان تولید ملی نیست، روز مبادا خودش هم دردسری مضاعف خواهد شد نه حاشیه امنی .

اصطلاحات ارزشمندی مثل صرفه جویی ارزی هم حتی زمانی با ارزش و معنادار و قابل اعتنا است که در کنار آن صرفه جویی از بودجه ‌ی عمومی هم لحاظ گردد. لذا تولیدی که گرانفروش باشد نه ملی است ، نه ارزش افزوده دارد ، نه به درد امروز می خورد و قطعا مشکل روز مبادای ماست.  

و اما آخرین شرط تولید بودن، تامین است . تامین به موقع ، درست و اصولی .

اگر مدعی تامین محصولی با کیفیت مناسب و قیمت رقابتی باشیم اما در زمان مناسب به دست مشتری نرسد باز هم این فقط یک ادعای دهن پرکن و دردسر ساز است که موجبات کمبود و برهم خوردن برنامه ریزی در سطوح مختلف و حتی بعضاً معضلات اجتماعی را فراهم می نماید.

زمان به خودی خود ارزشی دارد کاملاً قابل سنجش براساس پول رایج ، اما یکی از آفات جامعه‌ی امروز ما، عدم توجه به مفهوم و ارزش زمان است. در دنیایی که هر دقیقه تاخیر در تصمیم گیری می‌تواند سرنوشت پروژه ای را متحول کند. از قرارهای شخصی گرفته تا انجام تعهدات تجاری در جامعه امروز کشور ما، هزینه‌ی زمان محاسبه نشده و جدی گرفته نمی شود.

بنابراین تولیدی می تواند برای کشور و مردم ارزشمند باشد و لایق حمایت های کوچک تا کلان که در اصول خود، مفهوم زمان و عمل به تعهد را مقدس بداند. در غیر این صورت این به ظاهر صنعت و تولید باز خود استخوانی در گلوی اقتصاد کشور خواهد بود.

در اینجا صراحتاً به عنوان یک فعال اقتصادی و تولیدکننده‌ی بخش خصوصی، از کلیه مسئولین و سیاستگذاران خواهشمندم که در مواجهه با انواع ادعای تولید ، واحد صنعتی ، کارخانجات عظیم یا حتی عناوینی چون هلدینگ صنایع دانش بنیان … حتماً و بی شک اول این سه شرط لازم را مورد بررسی دقیق و کارشناسی قرار دهیم و سپس در صورت احراز شروط، هرگونه حمایت لفظی ، رسانه ای ، تسهیلاتی ، ارزی و تشویقی را لحاظ نماییم. بدون این شروط تولید ملی ما نه تولید است و نه ملی و تنها خدعه ای است برای سودجویی و منفعت طلبی و تضعیف جبهه‌ی پرتلاش فعالین بخش خصوصی و کارآفرینان واقعی .

Like
Like Love Haha Wow Sad Angry
382

نظر بدهید