جانِ مریم چشماتو وا کن

اشتراک گذاری

جانِ مریم چشماتو وا کن

Like
Like Love Haha Wow Sad Angry
914113

سرطان مریم میرزاخانی را از ما گرفت
مریم از آن دختر های دهه ی پنجاهی بود از همان هایی که من خوب می شناسمشان. از آنهایی که خیلی سخت باورشان کردند، از آنهایی که انقلاب دیدند و جنگ دیدند و سختی اقتصادی.
از همان بچه ها و جوان هایی که فقط درس خواندن بلد بودند و نبوغ او در ریاضی او را غرق در دنیای شیرینی کرد که با محیط پرترس اطرافش هیچ ربطی نداشت. از همان دخترهایی که پا به شریف گذاشت و هرروز نقشه کشید که چطور پذیرش خوبی بگیرد و به آمریکا برود. من مریم میرزا خانی را بدرقه نکردم اما ۸ نفر از جمله مریم فاضل شاگرد اول کنکور ریاضی ۱۳۶۹ را یک به یک در مهرآباد بدرقه کردم. تمام دوستانم را. همه ی آنها که امروز چقدر کم داریمشان
مریم میرزاخانی جزو چهار نفری بود که از اتوبوس مرگ نخبگان شریف جان به در برد تا برود و عزیزتر بشود و دنیایی دوستش بدارد و بعد اینگون جانسوز برود.
و من یک زن داروساز از همان نسل ، امروز به خود می پیچم از این درد که چرا و چرا هنوز از پس این بلای خانمانسوز بر نیامده ایم؟! ما که هر روزمان را به امید کم کردن دغدغه ای می گذارانیم و همه ی آنها که در دنیا تلاش می کنند به عشق سلامت، هنوز چقدر عاجزیم در درمان آفتی که گلچین می کند.
چقدر بیشتر باید کار کنیم و تلاش و تحقیق تا داروسازی جایگاه نجات بخش خود را پیدا کند.
اما از سویی چقدر خوشبختیم، همه ی ما جامعه ی پزشکی که توانستیم دردهای لاعلاجی را ریشه کن کنیم، داروهای موثرتری بسازیم و بیماران بیشتری را با داروهای ارزانتر نجات دهیم
مرگ واقعی ترین و منطقی ترین حقیقت زندگی است. حقیقتی که حتمی است اما زمانی ندارد. حقیقتی که برای عزیزترین و بهترین تا منفورترین هیچ تفاوتی ندارد. حقیقتی که ادامه ی زندگی فقط با بی اعتنایی به آن میسر است.
مرگ مریم آوار بزرگی از غم های سالهایم را برسرم خراب کرده، از اتفاقات عجیب ۷۶ و ۷۷ تا فرار مغزها وماندن دل ها، تا عجز علمی که به آن عشق می ورزم تا غم مادری که هیچکس جز خودش نمی فهمد که اینچنین دردانه ای را چگونه به خاک بسپارد.
بار مسئولیت تمام آنها که داروی دردشان را نمی توانیم برسانیم بر شانه های ما سنگینی می کند
فرقی نمی کند که از سر فقر مالی باشد یا فقر علمی، داروساز بودن عنوان دردناکی است اگر به عمق این مسئولیت خوب فکر کنیم

چگونه سر ز خجالت برآورم بر دوست
که خدمتی به سزا برنیامد از دستم

Like
Like Love Haha Wow Sad Angry
914113

2 دیدگاه

    • سیاوش-
    • تیر ۲۴, ۱۳۹۶ در ۴:۰۹ بعد از ظهر-
    • پاسخ

    درزمان جولان “استاد”های تقلبی، به احترام استاد #مریم_میرزاخانی خبردار می ایستم.

    • سیدمحمدرضا-
    • تیر ۲۵, ۱۳۹۶ در ۱۲:۴۰ قبل از ظهر-
    • پاسخ

    سلام
    من چقدر در دوران تحصیلم همکلاسیهایم را نمیشناختم چقدر
    متن روانی است این

نظر بدهید