سلام

اشتراک گذاری

Like
Like Love Haha Wow Sad Angry
438

آدمی که دلش نوشتن می خواهد اگر مجال نداشته باشد دلش می گیرد. حال غریبی است این دل را با نوشتن. لااقل حال غریبی است من را.

جمعه شبی و از نیمه گذشته و حال و هوایی دیگر. مخاطبی نامعلوم و هوایی تفته و گرم … نمی دانم که از کدام هاله می خواهم بنویسم. از میان همه ی آنها که می شناسم کدامیک موفق خواهد شد که قلم برباید و صحنه را از آن خود کند. فرقی نمی کند من همواره خود را در دستهای آنها رها کرده ام، هم آن دخترک بازیگوش، هم آن عاشق پیشه ی بی پروا، هم آن دانشجوی پرکار و آن مدیر سخت گیر، هم آن مادر و …. همه ی آنها را دوست می دارم و همه بوده ام و هیچ یک نبوده ام

بنابراین منتظر یک نفر نباشید که اینجا جماعتی شوریده هر لحظه یکی رخ می نماید و از قصه ای غصه می سازد

سلام بر تو که مخاطب منی و نفس گرم تو از میان سردی این فضای مجازی می گذرد و هیزم شوریدگی من خواهد شد

سلام بر تو که آهسته قدم برنداری و بی پروا چینی نازک تنهایی من می شکنی

سلام برتو

Like
Like Love Haha Wow Sad Angry
438

بدون دیدگاه

    • پریسا حسرتی-
    • بهمن ۶, ۱۳۹۶ در ۱۲:۵۲ بعد از ظهر-
    • پاسخ

    عالی بود عزیزم 🙂

نظر بدهید