سیناژن اعدام باید گردد !

اشتراک گذاری

سیناژن اعدام باید گردد !

Like
Like Love Haha Wow Sad Angry
81324113

اول بگویم که دلم سخت شکسته و عصبانی و خسته هم هستم اما  این متن را به خاطر هاله حامدی فر و دکتر فریدون مهبودی و سیناژن ننوشته ام. این متن را برای قریب سه هزار جوانی نوشتم که بی رحمانه خالصانه ترین تلاشهایشان یا کذب خوانده شد یا به سخره گرفته شد. این دفاع من از نگاه های پرامیدی است که بیش از تولید وظیفه دارم از گزند یاس و خودباختگی شایع امروز محافظتشان کنم.

تقدیم به سیناژنی ها

————————————————————

شانزده هفده سال پیش یک سری آدم دیوانه به این فکر افتادند که چون بیوتکنولوژی بلد هستند پس بیایند داروی بیولوژیک تولید کنند. آن هم چه دارویی؟! پیچیده ترین مولکول بیولوژیک موجود در بازار دارویی آن زمان برای درمان ام اس.

چطور دارو را انتخاب کردند؟! یک جدول یک صفحه ای بود از واردات داروهای بیولوژیک، نگاه کردند دیدند بزرگترین عدد مربوط به واردات داروی آونکس است. فکر کردند چون ۱۰۰ میلیون دلار واردات دارد باید همین دارو را تولید کنند، معلوم نیست کدام شیرناپاک خورده ای به اینها گفته بود که جلوگیری از خروج ارز کار خوبی است!!!

خلاصه کل فروش شرکتشان ۳۰۰ میلیون تومان بود و یک پروژه ی دو میلیارد تومانی برداشته بودند. آن زمان ها به پروژه های دارویی دلار ۱۷۵ تومانی می دادند. اما به اینها ندادند. الکی که نبود دلار ۱۷۵ تومانی را می دادند که بروی ماده اولیه را یواشکی وارد کنی و ادای تولید در بیاوری. این بندگان خدا که مخشان تاب برداشته بود که واقعا بیایند و از بانک سلولی داروی بیولوژیک تولید کنند که شامل حالشان نمی شد. پول بیت المال است، علف خرس که نیست. مسئولیت دارد.

خلاصه یک آدم خائنی در آن زمان در وزارت صنایع یک مرکزی درست کرد بنام مرکز صنایع نوین، و خلاصه رانت گاه این قبیل دیوانه ها شد. به چندین پروژه وام دادند یکیش هم این داروی شاخ غول شکن اینها.

شروع کردند به کار. از یک طرف طی ۱۰ ماه با حداقل هزینه یک مرکز تولید داروهای بیولوژیک ساختند و از آن طرف شروع کردند به تحقیق توسعه ی مشترک با یک انستیتوی آلمانی در پیتی بنام فرانهوفر! خیلی انستیتو معتبری هم نیست مثلا افتخار می کند که تکنولوژی MP3 مال آنهاست !!!!

دردسرتان ندهم دارو تولید شد، حالا مگر می شود داروی بیولوژیک را بدون مطالعه ی بالینی وارد بازار کرد، آن هم دو سوکور. هرچه رفتند گفتن پدرتان خوب مادرتان خوب الان ۳ تا داروی بیولوژیک توی بازار است، مطالعه بالینیش کو؟! مسئولین یک نگاه عاقل اندر سفیهی به آنها کردند که یعنی: شما خودت را با کی مقایسه می کنی؟!

و آنها علی رغم دیوانگیشان فهمیدند. پس سرشان را عین ببعی انداختند پایین و رفتند التماس به نورولوژیست ها که برای مطالعه به ما بیمار بدهید.

از چند مطب بیرونشان انداختند و حتی روایت است که چند مورد گزارش مجنون خطرناک به نیروی انتظامی در آن دوران رسید از مطب متخصصین مغز و اعصاب!!! البته تحقیقات ما برای شناسایی مجنون مورد بحث به جایی نرسید جز اینکه خانم بوده، حرف زدن عادیش مدل داد زدن بوده و قد نامتعارفی هم داشته !!!!

نهایتا چندتا نورولوژیست نه چندان عاقل تر از خودشان پیدا کردند و مطالعه شروع شد و بعد از ارسال گزارش ده ماهه ی مطالعه معاونت غذا و دارو مجوز ورود به دارو را به آنها داد.

البته مبادا فکر کنید که کسی از این اقدام دیوانه وار استقبال کرده بودها، بلکه داروی آونکس به کمبود بین المللی خورده بود و خدا هم یار دیوانگان است.

راستی یادم رفت که دارالمجانین این ناقص العقل ها نامش سیناژن بود. از آن روزها این جماعت هی دارو فروختند هی دستگاه خریدند، یک مزخرفاتی راجع به کیفیت مرتب بلغور می کردند و میلیون میلیون هم برای آن پول می دادند، هی کارخانه ساختند و هی خارجی ها می آمدند و از این وخامت جنون شگفت زده می شدند. اصلا کسی هم مجبورشان نکرده بودها اما خب بر دیوانه حرجی نیست.

بقیه می گفتند آخر نمی شود که یک عمر ملت راحت دارو آورده اند فروخته اند یا ادای تولید درآورده اند بعد اینها اینهمه مشقت می کشند، در شرایط تحریم ِبیوتکنولوژی، محیط کشت و تجهیزات تولید را از ۳ واسطه می گذرانند و با این تکنولوژی پیچیده تولید می کنند، بعد نمونه را می فرستیم بیوژن آمریکا آنها هم شاکی می شوند که چرا خبر ندادید مملکتتان چنین دار المجانینی راه انداخته چراکه کیفیت دارویشان با داروی مرجع مو نمی زند، بعد هم تا حالا کسی اینها را جایی ندیده است یک دفعه از زیر بته سبز شدند و کاسه کوزه ی ما را بهم ریخته اند!!!!!

خلاصه نوابغ به نتیجه رسیدند که اینها دیوانه نیستند بلکه دروغگو هستند و اصلا تولیدی در کار نیست. این را از یک جایی می آورند و پر می کنند. اینجوری نوابغ و عاقلان شبها راحت تر می خوابیدند. اما هرکس از داخلی و خارجی می رفت در آن کارخانه ی فسقلی یک جوری آب از دهانش راه می افتاد که اصلا انگار نه انگار که آنجا دارالمجانین است و دروغ های آنها را باور می کرد حتی سازمان غذا و دارو سه ماه ناظر مقیم فرستاد ولی نتوانست دروغ چارتا دیوانه را رو کند!!!

القصه دیوانگی این جماعت هرروز وخیم تر می شد. شروع کردند به کار روی داروهای بیشتر. عجیب هم سرعت داشتند و خب دیوانه بودند دیگر زن و همسر و بچه را ول کرده بودند، تفریح هم که بلد نبودند، استراحت هم برایشان قابل درک نبود، روزی چهارده پانزده ساعت سخت کار می کردند و اسفناک اینکه تعدادشان هم بیشتر می شد.

حالا جالب است که یک عمر ملت یک تلفن یا ایمیل زده اند و یک چشم آبی یک چیزی را فرستاده برای یک مو مشکی، و تازه یک مو مشکی دیگر رفته یک شرکت زده در دبی و یک فاکتور چندلا پهنا صادر کرده و با آن فاکتور چند لا پهنا آمده اند قیمت گرفته اند و چه بسا لطفشان شامل حال بیمار مملکت شده و تخفیفی هم داده اند و بعد آن مو مشکی یا یکی دیگرشان و حضرات زیر بار پول های عایدی از این تماسِ مشقت بار پاروها شکانده اند، اما به این جماعت دیوانه که رسید، گویی ریال ریال در آمدشان ،آن هم با آن عرق ریزی دیوانه واری که شرحش رفت،  از حلقوم ناظران بیرون کشیده می شد و آنهم چقدر سخت. انگار خدایی نکرده این دیوانه ها عامل شیوع نوع جدیدی از دیفتری شده بودند !!!

دیوانه ها داروهای بیشتری که وارد بازار کردند فهمیدند (دیوانه بودند اما خر که نبودند) که فقط کیفیت و بسته بندی و جلوگیری از خروج ارز  برای فروش خوب کافی نیست، بلکه یک علمی در دنیا هست بنام مارکتینگ. البته تا آن زمان هم به زعم خودشان مارکتینگ می کردند اما یجورایی عاقلانه برای همین سر و ته کار با هم جور نمی شد.

آنهایی که مارکتینگ بلد بودند همه درس خوانده ی مکتب چشم آبی ها و اصلا از جلوی دارالمجانین که رد می شدند دماغشان را می گرفتند. چه باید می کردند؟ بر اساس همان اصل اصیل “دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید” گذار یک سری دیوانه ی جوان و تازه نفس به اینها خورد. قرار بود این جوانها بروند در ینگه دنیا و عاقل بشوند. بیچاره ها پذیرش هایشان هم دستشان بود. اما همان عنصر معلوم حال عربده کش همراه آن God Father مخوف، معلوم نیست چه خدعه ای کردند که جماعت کثیری از آنها به دارالمجانین ملحق شدند. یکی شرکت جدید راه انداخت تا بازهم یک سری جلوگیری از خروج ارز کند هرچه می گفتند نیما جان، نه ببخشید مجنون جان کی به تو گفته این کار خوبی است؟! نه خودش و نه رفقایش به خرجشان نمی رفت.

یکی دیگر آمد که دیوانه بود از نوع اقتصادی، یکی از این شرکت های تازه تاسیس را دست گرفت و محصولاتی تولید می کرد که سرطان سینه را درمان می کرد؟! اصلا همین در اثبات جنونش کافی نیست؟!

یکی دیگر هم که جوانی به ظاهر برنا بود اما وضعبت دماغی وخیمی داشت و به دنبال فتح بازارهای اروپا بود.

تعدادشان خیلی زیاد بود دختر و پسر، خیلی هم خوشحال !!!! نمی توانم از همه ی آنها بگویم اما داستان بدون آن دیوانه ی قد بلند هیچ فایده ای ندارد. این یکی گفت من هرکاری را به خفن ترین شکل انجام می دهم. اینها هم گفتند ما مارکتینگ می خواهیم. جوان دیوانه کمی فکر کرد (بله دیوانه ها هم فکر می کنند) و گفت:” من انجام می دهم. کار سختی است اما یک مسیر میانبر دارد. مگر نمی گویید چشم آبی ها استادش هستند؟! پس من روی دست رفقای چشم سیاهِ چشم آبی ها نگاه می کنم و بعد طرف حساب ما هم پزشک چشم سیاه است. اگر ما همان کارها را بکنیم و هم وطن هم باشیم برنده ایم” شروع کردند. یکجوری کار می کردند که انگار سرباز سردار سلیمانی هستند دیوانه ها و مشغول فتح خاکریزهای داعش!  این بیچاره ها آن خروج ارز را خیلی جدی گرفته بودند، با حفظ هر دلار به دلار شادی می کردند. پشتشان گرم بود که کل گروه چون دیوانه اند، در این دارالمجانین کم فروشی و بی کیفیتی راه ندارد. محصولات از نظر محتوی، شکل ظاهری و راحتی مصرف کننده عالی ترین بود و دیوانگی در حد کمال

ظاهرا همه راضی، هم پزشک  هم بیمار و دیوانه ها خوشحال. هنوز هم پول کمتری با مشقت دیوانه واری بدست می آوردند و هنوز هم عامل شیوع دیفتری بودند.

اما داستان به این سادگی نبود. یکی اینکه آن ارزهای خروج نیافته برای خودش حکایتی داشت. آن ارزها می رفت و بعد درصد چشم گیری از آن را یک سری بابت آن تلفن یا ایمیل نوش جان می کردند. یک سری عاقل. یک سری آدم که سرشان به تنشان می ارزید مثل دیوانه ها تازه به دوران رسیده نبودند، زبان اجنبی هم بلد بودند به یک چیزی بنام MNC هم خیلی ارادت داشتند. (آخرهم نفهمیدیم چی بود). حالا موضوع این است که شما اگر عاقل باشی و راحت و آسوده هم نشسته باشی در دفتر شیک خودت و یک تلفن یا ایمیل بزنی و برایت کلی دلار حواله کنند، بعد جلوی پایت هم فرش قرمز پهن کنند و همه هم دنبال این باشند که خدمتی برسانند و مورد بنده نوازی قرارگیرند، بعد یک مشت دیوانه ی تازه به دوران رسیده ی فضول بیایند روی دست خودت نگاه کنند و کاسه کوزه ات را بهم بریزند، خوشت می آید؟ برایشان دست می زنی؟

توی دلشان می گفتند: “یک عمر در این مملکت عاقلان دیگری دارو تولید کردند یا کیفیت نداشت و یا بازریابی بلد نبودند یا دانش نداشتند و زود قابل حذف بودند، فقط همین ها را کم داشتیم که با این عقل ناقصشان هم تکنولوژی دارند، هم کیفیت دارندو هم بازاریابی بلندند”. همه را می شد کاری کرد این آخری دیگر مستقیم پا توی کفش عقلا بود.

برای همین علاوه بر شیوع نوع خاصی از دیفتری، مواجه شدند با اپیدمی تراخم . بیچاره دیوانه ها، از یک طرف یک سری مثلا تولید کنندگانی که از کیفیت و علم زمان چیزی نمی دانند به جانشان افتادند و از طرف دیگر یک سری ارزبران صحت مطالعه و جایزه و علمشان را نشانه گرفتند. دیوانه ها دیوانه بودند اما دل داشتند و می فهمیدند. دلشان می شکست. هرچه فکر می کردند می دیدندکه سخت کار کرده اند و دانش فنی بومی کرده اند و تمام کشورهای دیگر حسرت داشتنشان را می خورند و به بیماران و بودجه ی کشور کمک کرده اند، پس چرا انکارشان می کنند؟!  چرا دوستشان ندارند؟! چرا همیشه متهم هستند؟! جرمشان را نمی فهمیدند …… دیگر بیشتر از این عقلشان قد نمی داد

بیست سال ارزبران هر آنچه خواستند کردند و همه گونه پا را از مدار اخلاق بیرون گذاشتند البته نه در این حد که ملت مثلا روی بسفر سوار کشتی بشوند (که اسمش بشود کرووووز!) یا اینکه بروند بازی فوتبال ببینند ها نه به این اسفناکی، خیلی روش های اتیکال (فکر کنم از اخلاقی یک مقداری اخلاقی تر است) و پروفشنال و خارجی مبتنی بر نص صریح پروتکل های MNCs . یک برنامه هایی که یک بار این قد بلند ما می خواست فقط دقیقا تحقیقات کند که ببیند چیست، مادرش گفت ما از اون خونواده هاش نیستیم و عاق والدینت می کنم اگر اونطرف ها بری!!!!

امروز آنقدر تحمل دیدن این دیوانگان فشار وارد کرده که وقاحت را با همان گلوهای دیفتری گرفته قورت دادنده اند و بر همان افعال خرده می گیرند و واسافاها سر می دهند. البته طفلی ها خیلی گناه دارند چون چند روز پیش دیدم یکی از آنها درآمد خودش را با معلمین هم طراز می دانست!!! از آن روز فهمیدم که خیلی نباید به اینها سخت گرفت. اگر شما هم با حقوق معلمی بخواهید خرج خانواده ات را در کانادا بدهی آنوقت می فهمی که یک عده دیوانه نانت را آجر کنند یعنی چه!

داستان را گفتم بلکه شما جواب بدهید که این دیوانه ها واقعا کی هستند، مافیا، گرون فروش های بی وجدان، رانت خورهای بی رحم، حقه بازهای انحصار طلب یا دیوانه های زنجیری؟!

من خودم با مورد آخرموافقم چون اگر عده ای هستند که خودشان آرامش ندارند، شب و روز کار می کنند، یک جماعت سه هزار نفری دور خودشان جمع کرده اند که کار بکنند، نه خانه و خانواده ای خارج دارند و نه قصد خارج رفتن، فقط داروی جدید می دهند توی بازار و ذوق می کنند، تازه علاوه بر جلوگیری از خروج ارز خیرسرشان ارزآور هم شده اند و صادرات هم می کنند، کسی به کیفیتشان ایراد نمی گیرند می روند از جیب خودشان برای بالا بردن کیفیت هزینه می کنند، بعد از تمام متقلبین عرصه ی دارو بیشتر زیر ذره بین هستند و همه دنبال آن هستند که ایرادی از آنها بگیرند و چوب لای چرخشان گذاشتن هم جدیدا توسط یکی از مراجع دارویی واجب عینی تعیین شده، خب کاملا واضح است که اینها دیوانه ی زنجیری هستند

برای همین است که الان اگر مغز بسیاری در حوزه ی دارو را دانلود کنی این شعار را می شنوی: سیناژن اعدام باید گردد

بله می دونم شعار خیلی منطقی نیست اما آدمی که تحت فشار است شما توقع ساختن شعار منطقی هم دارید؟!

 

بانگ گاوی چه صدا باز دهد عشوه مخر

سامری کیست که دست از ید بیضا ببرد

راه عشق ار چه کمینگاه کمانداران است

هرکه دانسته رود صرفه ز اعدا ببرد

 

Like
Like Love Haha Wow Sad Angry
81324113

48 دیدگاه

    • نیکی ناز-
    • آذر ۲۵, ۱۳۹۶ در ۴:۳۰ قبل از ظهر-
    • پاسخ

    کار جنون ما به تماشا کشیده است.
    یعنی تو هم بیا که تماشای ما کنی.

    • نوشین سادات ناصری-
    • آذر ۲۵, ۱۳۹۶ در ۹:۵۶ قبل از ظهر-
    • پاسخ

    شاید در لین سرزمین هیچ چیز نابخشودنی تر از سروقامتی و آبادانی نباشد ؛اگر واجد هردویش باشید ، که راه‌ منزل لیلی دشوارتر است و چاره ای جز جنون نیست.
    آن روز که جوانه نورسته بودید ،پاییدید ،امروز که برنا وهفده ساله ی نور دیده شدید و صاحب خواهران و برادر ها ؛ باشد که به صداقت و بررومندی بپایید.

    • سامی-
    • آذر ۲۵, ۱۳۹۶ در ۱۰:۱۱ قبل از ظهر-
    • پاسخ

    نه ژاپنی ها نابغه اند
    ونه ما کُند ذهنیم؛
    تنها تفاوت ما و آنها در این است
    که آنها فرد شکست خورده را
    تشویق میکنند تا موفق شود
    ولی ما با فرد موفق میجنگیم تا
    شکستش دهیم…!

    • moris-
    • آذر ۲۵, ۱۳۹۶ در ۱۰:۳۱ قبل از ظهر-
    • پاسخ

    شما که اینقدر خفنید بفرمایید بقیه سلولها رو از کجا آورده اید، جز این نیست که دزدی بیوتکنولوژیک انجام داده اید؟
    دزدی، دزدیست نکند دزدی را هم اخلاقی میپندارید

      • ناشناس-
      • آذر ۲۵, ۱۳۹۶ در ۱۰:۳۶ قبل از ظهر-
      • پاسخ

      بقیه سلول ها را هم تک تک با شرکت های سویسی و آلمانی قرارداد بسته ایم و برایمان دولوپ کرده اند. اگر شما هم خواستید بفرمایید بهتون معرفی کنم. البته سفارش سلول و تحویل گرفتنش هم دانش می خواهد در آن خصوص هم حاضریم کمک کنیم.

      • شیوا امامی-
      • بهمن ۱۳, ۱۳۹۶ در ۱۱:۴۱ قبل از ظهر-
      • پاسخ

      لحن گفتار شما، بی شک صحت تک تک جملات متن بالارو تایید میکنه.
      هم وطن، حسادت انتها ندارد. مهارش کن.

      • شیوا امامی-
      • بهمن ۱۳, ۱۳۹۶ در ۱۱:۴۱ قبل از ظهر-
      • پاسخ

      لحن گفتار شما، بی شک صحت تک تک جملات متن بالارو تایید میکنه.
      هم وطن، حسادت انتها ندارد. مهارش کن.

    • ناشناس-
    • آذر ۲۵, ۱۳۹۶ در ۱۱:۰۹ قبل از ظهر-
    • پاسخ

    شما کد مطالعه را شکستید که می دانید کدام مریض از کدام دارو استفاده می کند؟ بعد هم عزیز من ما که داروی جدید نمی سازیم ما داروی بیوسیمیلار می سازیم. متاسفانه داروهای ضد سرطان فعلی ادعایشان که درمان نیست افزایش طول عمر است، پس اگر اندکی با مفاهیم پایه پزشکی آشنا بودید متوجه می شدید که ما باید درمان را در مطالعه ادامه بدهیم هم با داروی برند و هم با داروی خودمان تا زمانی که بیمار متاسفانه فوت کند و بعد بسنجیم که آیا افزایش طول مدت زندگی فرد توسط داروی ما با داروی مرجع یکی است یا خیر. بنابراین داروهای ضد سزطان فعلی به تعبیر شما همه مشغول کشتن مریض ها هستند. انشاالله روزی با همت شما و سایر متخصصین درمان هایی پیدا شود که بیماران را به سلامتی برگرداند.

  • بسیار مطلب الهام بخشی بود

    • narges-
    • آذر ۲۵, ۱۳۹۶ در ۱:۰۱ بعد از ظهر-
    • پاسخ

    سلام
    به عنوان یک ایرانی و به عنوان یک داروساز همه شما را میستایم
    شمایید که آینده و حال این سرزمینید
    بدانید آنان که میدانند ؛شما را میدانند و به شما میبالند

    • ناشناس-
    • آذر ۲۵, ۱۳۹۶ در ۱:۱۷ بعد از ظهر-
    • پاسخ

    هر زمان که پشت سرت حرف زیاد بود
    بدون از اونها جلوتری..
    سرت سلامت
    تو اولیش نیستی آخریش هم نخواهی بود
    مملکت ما به این نخبه کشی ها عادت داره..

    • ندا-
    • آذر ۲۵, ۱۳۹۶ در ۱:۵۷ بعد از ظهر-
    • پاسخ

    شما بی نظیرید
    افتخار میکنم به شما
    تلاشتون ستودنیه
    راهتون همیشه هموار
    قدرتتون بی نهایت ?

    • ناشناس-
    • آذر ۲۵, ۱۳۹۶ در ۳:۰۸ بعد از ظهر-
    • پاسخ

    به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل
    وگر مراد نیابم نیابم به قدر وسع بکوشم

    به عنوان یک ایرانی بهتره هممون حداکثر تلاشمون رو بکنیم تا
    یه قدم کشور رو جلو ببریم نه اینکه با هم بجنگیم
    تفرقه دشمن ماست

    • ناشناس-
    • آذر ۲۵, ۱۳۹۶ در ۳:۲۷ بعد از ظهر-
    • پاسخ

    ایا از نظر کیفیت و اثربخشی هم با داروهای مشابه خارجی برابری دارید؟؟؟؟؟!!!!
    تولید صرف مهم نیست
    مهم اثربخشی بالاست که متاسفانه داروهای ایرانی ندارن

      • وطنم ایران-
      • آذر ۲۵, ۱۳۹۶ در ۵:۰۱ بعد از ظهر-
      • پاسخ

      دوست عزیز پیشنهاد میکنم در مورد محصولات شرکت یکم تحقیق بفرمایید و همچنین میزان صادرات و استانداردهای کسب شده توسط هلدینگ رو بررسی کنید قطعا به نتایجی خواهید رسید که نظرتون عوض میشه

      • شیوا امامی-
      • بهمن ۱۳, ۱۳۹۶ در ۱۱:۴۴ قبل از ظهر-
      • پاسخ

      پاسخ سوال شما، پیش از این به وزارت بهداشت این مملکت ارائه شده است. اگر فکر میکنین که برای شما نیز باید به جهت داوری و تایید ارسال می شد، نام و پُست اجرایی خودتون رو اعلام کنین. و ناشناس کامنت نزارین.

    • ناشناس-
    • آذر ۲۶, ۱۳۹۶ در ۱۲:۰۸ قبل از ظهر-
    • پاسخ

    ایراد ماجرا همینجاست که مجنون ، مجنونه و بلد نیست همرنگ جماعت بشه. شاید اگر یه کوچولو همرنگ عقلا بود اونوقت بلد بود باج بموقع بده که متهم به بیمار کشی نشه یا شاید رانتی داشت که آمار دقیق واصله!!! رو براش درست کنند. شاید اگر یه کمی همرنگ عقلا و فضلا !!! بود اونوقت اینهمه استرس و تنش رو به جون نمیخرید که کیفیت محصولی رو بالا ببره که میدونه نیازمندش براش صف وایسناده

    • فاطمه-
    • آذر ۲۹, ۱۳۹۶ در ۱۰:۰۰ قبل از ظهر-
    • پاسخ

    خیلی زیبا بود …… خیلی خیلی زیاد زیبا بود……. کاش عاقل های این داستان هم با مصرف داروهای ساخت جماعت دیوانه, شوریده و دیوانه شوند.
    به عنوان یک داروساز همیشه به شما افتخار کردم. ورودم به صنعت داروسازی هم فقط به خاطر الهام گرفتن از شخصیت شما بود( متاسفانه ان کار علمی را که تصور می کردم , انجام نمی شود البته.). این صحبت ها را زیاد در این صنف میشنوم متاسفانه از بزرگان مجموعه ها , اما با کمی تحقیق و اطلاع داشتن از روند های موجود در لانچ دارو به بازار که متاسفانه مدیران عاقل شرکت های حسود اطلاعات کمی هم دارند می شود تمام ماجرا را و شایعه پراکنی ها و کج فهمی ها را دریافت….

    • ناشناس-
    • بهمن ۴, ۱۳۹۶ در ۱۱:۳۱ قبل از ظهر-
    • پاسخ

    ممنون. خسته بودم حالمو خوب کرد دوباره انرژی گرفتم برای تلاش

    • ياسمن چراغي-
    • بهمن ۱۳, ۱۳۹۶ در ۹:۲۷ قبل از ظهر-
    • پاسخ

    ز هوشیاران عالم هرکه را دیدم غمی دارد
    دلا دیوانه شو دیوانگی هم عالمی دارد …
    متن بسیار زیبا و تاثیرگزاری بود، اگر معنای دیوانگی این است، کاش اکسیری بسازید که به خورد همه ی مردم دهیم و همگان دیوانه شوند..
    در تایید درستی راهی که این سال ها طی کرده اید، همین بس که امید و انگیزه و الگوی هزاران دانشجوی مشتاق شده اید، که بدانیم در این بحبوحه هنوز هم پیدا می شوند آدم هایی که دغدغه شان، وطن است.

    • ناشناش-
    • بهمن ۱۴, ۱۳۹۶ در ۲:۱۵ بعد از ظهر-
    • پاسخ

    دخترک بالاخره یه روزم اسناد فساد تو و اون ارباب کثیفت فاش می شه

      • حامدی فر-
      • بهمن ۱۵, ۱۳۹۶ در ۱۲:۳۶ بعد از ظهر-
      • پاسخ

      از اینکه به من گفتید دخترک در پوست نمی گنجم. اگه قراره چیزی فاش بشه موقعش همین الان است، تاخیر نگنید

    • فرهاد-
    • بهمن ۱۵, ۱۳۹۶ در ۳:۴۴ بعد از ظهر-
    • پاسخ

    نوع نگارش با صحبت های پراکنده و بی سر وته نشانه ترسیدن از چیزی هست . شما که به سلامت کارتان ایمان دارید نیازی به اثبات کردن خودتان برای دیگران ندارید اما گفتارتان غیر از این را به شنونده القاء می کند . شما در گفتارتان اشاره به آنچه که متهم شدید کردید مثل گران فروش ، انحصار گر، … . آیا کسی شما را متهم کرده و یا خودتان اینطور فکر می کنید . در هر صورت شما به شنونده القاء خوبی نمی کنید به همین خاطر خواننده ترس را در وجودتان حس می کند. ترس ناشی از گناه و شناخته شدن و نه دیوانگی

      • حامدی فر-
      • بهمن ۱۵, ۱۳۹۶ در ۸:۵۸ بعد از ظهر-
      • پاسخ

      ای کاش هرگز حسی اینگونه را تجربه نکنید، چون هرکسی بر اساس حس های تجربه شده اش قضاوت می کند. دلیلی برای ترس نیست. چیزی برای از دست دادن نیست. تمام مواردی که ذکر کرده ام همه با بی انصافی گفته شده. حق یارتان

    • فرهاد-
    • بهمن ۱۵, ۱۳۹۶ در ۹:۵۹ بعد از ظهر-
    • پاسخ

    شما در این کشور زحمت کشیدید تولید کردید سودش را هم بردید اما پیشنهاد می کنم هرازگاهی سری به خانه همین بیمارانی که مصرف کننده داروهای شما هستند بزنید شاید به آرامش برسید . و بعد با خدای خودتان روراست باشید نیاز نیست برای دیگران حقانیت خودتان را ثابت کنید . بین خود و خدایتان خلوت کنید ببینید آیا همه آنچه گفته شده حق هست یا غیرحق . خدا همان قدر که خدای فرعون بود خدای موسی هم بود و خدای همه ماست چه بخواهیم و چه نخواهیم.آنوقت اگر نیتتان را پاک کنید این مردم حامی شما هم می شوند.افرادی را دیده ام که دوست و دشمن تاییدشان می کنند . حیف است این گونه نشوید . من تملق بلد نیستم . نیازی به تایید دیگران ندارم . کشورم و مردمش را دوست دارم و دوست دارم پیشرفت و سربلندی ایران را ببینم . نیازی به تخریب دیگران ندارم .ما همه اشتباه می کنیم گاهی طمع می کنیم گاهی راه به خطا می رویم فقط به خاطر اینکه انسانیم . اما شهامت پذیرش مسئولیت را داریم . آن خدا از حق خودش می گذرد ولی از حق بنده اش نمی گذرد . خدا یار همه هست چه بخواهیم چه نخواهیم.بیماران را فراموش نکنید.شاید لحظه ای با آنها بودن همه مشکلاتتان را حل کند و آنوقت زیبا نگارش کنید. با خدایتان روراست باشید.

      • حامدی فر-
      • بهمن ۱۶, ۱۳۹۶ در ۴:۳۲ بعد از ظهر-
      • پاسخ

      سپاس

  • بینهایت باعث افتخارین!!!!!! و کلی انگیزه بخش و الگوی توصیف نشدنی!

    • سارا-
    • اردیبهشت ۲۶, ۱۳۹۷ در ۱۱:۰۵ قبل از ظهر-
    • پاسخ

    مگه تو دلم داری که بشکنه
    حیرونم با این همه ظلم به بیماران ام اس
    چگونه دلت شکسته
    آخه شماها مگه چی هستید
    خدایا تو کجا هستی؟؟؟

      • ناشناس-
      • اردیبهشت ۲۸, ۱۳۹۷ در ۳:۵۰ بعد از ظهر-
      • پاسخ

      لطفا ظلم من بهبیماران ام اس را بفرمایید تا لااقل بقیه توجیه بشوند

    • ناشناس-
    • اردیبهشت ۲۸, ۱۳۹۷ در ۳:۴۱ بعد از ظهر-
    • پاسخ

    سلام لطفا حتما بفرمایید کدام دارو و قیمت داروی یک صدمی آن را هم با ذکر مرجع بفرمایید

    • ناشناس-
    • اردیبهشت ۲۸, ۱۳۹۷ در ۳:۴۲ بعد از ظهر-
    • پاسخ

    ناهید جان چرا شما آفتاب را از پشت ابر بیرون نمی کشید؟

    • ناشناس-
    • اردیبهشت ۲۸, ۱۳۹۷ در ۳:۴۳ بعد از ظهر-
    • پاسخ

    کدام دستمون باید رو بشه؟ شماها که ناشناس کامنت می گذارید چرا فقط نفرین و بد و بیراه؟ جرم چیست؟

    • ناشناس-
    • اردیبهشت ۲۸, ۱۳۹۷ در ۳:۴۵ بعد از ظهر-
    • پاسخ

    شما لطفا قیمت یک دارو مشابه داروهای ما در هرجای دنیا که ارزانتر باشد را اراءه بفرمایید. دلتان از جای دیگری پره اما بهتره با ادله حمله کنید

    • ناشناس-
    • اردیبهشت ۲۸, ۱۳۹۷ در ۳:۴۶ بعد از ظهر-
    • پاسخ

    لطفا بفرمایید کدام فساد؟

    • ناشناس-
    • اردیبهشت ۲۸, ۱۳۹۷ در ۳:۴۹ بعد از ظهر-
    • پاسخ

    ما چشم به سفره ی مردم داشتیم که قیمت داروهامون از ۲۰ تا ۵۰ درصد وارداتیه؟ غریبه با غ نوشته می شه در ضمن بهتره وقتی به جند اسم جایی کامنت می ذاری از الفاظ مختلفی استفاده کنی. قسم پزشکی را مرتب تکرار نکن. شما مرجع تشخیص فساد و قسم و اینها نیستی. اما کلا دوست عزیز مشکلت رو برو حل کن با این کامنت ها دلت خنک نمیشه

    • ناشناس-
    • خرداد ۱, ۱۳۹۷ در ۱۱:۱۷ قبل از ظهر-
    • پاسخ

    خانم دکتر
    اگه لازم می دونید کمی در مورد اون عکس ها توضیح بدید علی الخصوص اونی که اسلحه داره.

    • نا شناس-
    • تیر ۱۱, ۱۳۹۷ در ۵:۳۰ بعد از ظهر-
    • پاسخ

    خانم دکتر شما که درسایت شخصی خود ازسختیهای تولید دارو درایران وبعضی بی مهریها نسبت به جامه داروسازی با زبانی تند وگزنده انتقاد می کنید چرا درصدا وسیما ی ایران مطابق میل سیستم صحبت می کنید؟ باید بجنگیم تلاش کنیم خود را مستقل کنیم و انواعی ازحرفهای پوپولیستی وعوامفریبانه شما نه نگران جامعه داروسازی بلکه نگران رانتهای دولتی وارتباطات با معاونت فناوری ریاست جمهوری هستید. شما نماد نسل دانشجویی دهه ۶۰ هستیدکه با چابلوسی سیستم خودرا بالا کشیده اند.

    • چون با این شرایط دارم می جنگم. اگر از بی مهری ها بگم و آه و ناله سرکنم بعد می گویید چطور خودت و شرکتت در این شرایط کار می کنید ؟ اولا دانشجوی دهه ی ۷۰ هستم و افتخار نسلم این است که شماها را از محدودیت و خفقان روزگار دانشجویی خودمان در دوم خرداد نجات دادیم و …… حرفی ندارم جر اینکه: زنده باد مخالف من

    • در ضمن دوست آزاده و شجاع من، فکر نمی کنی جالبه که از من می خوای در صدا و سیما صریح تر باشم اما در پیج خصوصی من ناشناس کامنت می ذاری؟؟؟!!!!!! 😉

    • نا شناس-
    • تیر ۱۱, ۱۳۹۷ در ۵:۵۷ بعد از ظهر-
    • پاسخ

    علی رغم اظهارات امثال شما درمورد شرکتهای دانش بنیان بخش اعظمی ازصنایع دارویی ایران کپی برداری است. ودانشکده های داروسازی ایران باسابقه تاسیس طولانی حتی یک ماده موثره جدید به داروسازی دنیا معرفی نکرده اند وبه گفته یکی از اعضای کمیسیون بهداشت مجلس به ازای ۷۵ شرکت تولیدی درحدود ۲۵۰ شرکت وارداتی در ایران وجود دارد.درمملکتی که تعرفه حق مشاوره دارویی برای داروسازان وجود نداردواکثرشرکتهای تولیدی دولتی وشبه دولتی اند وانگیزه رقابت بین آنها به دلیل دستوری بودن قیمت دارو وجود نداردباید در دانشکده های داروسازی را گل گرفت.

    • نا شناس-
    • تیر ۱۲, ۱۳۹۷ در ۱۱:۵۲ قبل از ظهر-
    • پاسخ

    خانم دکتر چرا وقتی در صدا وسیما ظاهرمی شوید حقایق را به مردم نمی گویید؟ شما که معتقید دارومساله ملی نیست که بگوییم آمریکایی ازایرانی بهتراست یا نه وقتی درکشوری مثل ایران شرکتهای تولیدی دولتی وشبه دولتی انگیزه رقابت ندارند وآنهایی هم که خصوصی اندباز با ارتباطات دولتی بوده است چگونه کیفیت داروهای خودرا بالا ببرند چرا نمی گوییدبرخی شرکتها ازمواد اولیه چینی استفاده می کنند؟ شما که با مطرح کردن صادرات دارویی ایران به آرژانتین روسیه سوریه آذربایجان می خواهید خودرا به سیستم نزدیک کنیدومنافع خودوشرکت خودرا حفظ کنیدچرا نمی گوییدکشورهای معتبر اروپایی مثل آلمان سوئیس سوئد ازایران دارو وارد نمی کنند؟ معلوم است کشور های عقب مانده وجهان چندمی داروهای ایران را می خرندوشما این را می دانیدولی برای حفظ منافع شرکت خودتان اینچنین مذبوحانه وعوامفریبانه می خواهیدبرای نظام آبرو بخرید. یادمرحوم دکترعبیدی بخیر که امثال شما جای آنرا گرفتید.

    • نا شناس-
    • تیر ۱۲, ۱۳۹۷ در ۱۱:۵۸ قبل از ظهر-
    • پاسخ

    از داروخانه برگشته ام. خسته و از پا افتاده. با خودم می گویم امشب هم تمام شد. با همه بدبختی هایش. با همه دروغ ها و راست ها یی که به مردم گفتم… و به خودم!
    راستش با گذشت این همه سال تغییر زیادی در وضع دارخانه های این مملکت و رشته داروسازی در دانشگاه به وجود نیامده هرچند احساس من نسبت به این رشته تغییر کرده است.
    داروسازی … شاید در نگاه اول نام با کلاسی با خود به یدک می کشد و از آن هم با کلاس تر نام دکتر را برای صاحب مدرکش ولی در کشور عزیز ما (!) شاید از بی کلاس ترین حرفه های موجود است. سالها درس های بدردنخور و سخت حاصلی جز ارائه یک مشت آدم بدردنخور به چرخه درمان این مملکت ندارد. آدمهایی که اگر خیلی خیلی زرنگ باشند تازه می شوند یک مشت بازاری که تمام هم و غمشان دوشیدن بیشتر آدمهای دیگر است. آدمهایی که تنها هر ۸ ساعت یکی و هر ۶ ساعت یک قاشق را بلدند و اگر هم هنر کنند و چیزهای بیشتری یاد بگیرند هم باز به کارشان نمی آید. چه می خواهی بگویی به مردمی که قبل از گرفتن دستور درست مصرف دارو قیمت فلان خمیر دندان یا کف ریش تراشی را می پرسند! مردمی که حتی فرق دکتر داروساز را با دیگر کسانی که در داروخانه کار می کنند نمی فهمند حتی با وجود پوشیدن تنها روپوش سفید داروخانه!
    چه می ماند از داروسازی وقتی تنها می فروشی آنهم جنسی را که حتی خودت هم اثرش را باور نداری. تو حتی وقت نداری ببینی دارویی که می دهی به فلان مادر و بچه و پیر و جوان داروی درست است یا مانند ده ها نسخه اشتباهی که روزانه در شهر پیچیده می شود دارویی عوضی و گاه مرگ آور است. آخر تو که نمی توانی هم نسخه ببیچی ( در شلوغی های داروخانه) هم آنرا گهگاه قیمت بزنی هم این وسط بروی آنطرف داروخانه تا نوار بهداشتی و مسواک بیاوری برای فلان مشتری سمج که ده بار تکرار می کند خواسته اش را.
    این است داروسازی .

    • داروساز-
    • تیر ۲۰, ۱۳۹۷ در ۱۲:۲۷ بعد از ظهر-
    • پاسخ

    خانم دکتر می شه بگی موقعی که قسم پزشکی می خوردی خدا را می دیدی یا شیطان را ؟؟
    چرا همه را مثل خودت نفهم فرض می کنی.
    مگه غیر از این نیست که خودت هم از وابسته های همین سیستم فاسد هستی.

    • من که نمی دونم شما بفرمایید که اطلاعات دقیق دارید

    • امیر-
    • مرداد ۸, ۱۳۹۷ در ۷:۴۰ قبل از ظهر-
    • پاسخ

    سلام
    خانم حامدی فر عزیز
    من و خیلی های دیگه که کار شما رو می بینند به شما افتخار میکنند. نا امید نشوید. این جمله را تقدیم حضورتان میکنم: هرگز در اینکه گروهی شهروند متعهد اهل فکر می‌توانند جهان را تغییر بدهند تردید نکنید. در واقع، تنها چیزی که در تاریخ وجود داشته همین است.

    مارگارت مید

    خارج رفتن و مهاجرت و بیرون گود نشستن کار همه هست اقدام کردن و ساختن کار انسان‌های بزرگی چون شماست. با احترام و امید

    • مرتضی نوروزی-
    • اردیبهشت ۲۵, ۱۳۹۸ در ۱۱:۲۱ بعد از ظهر-
    • پاسخ

    سال ۸۶ به عنوان اولین شغل در سیناژن در واحد فنی و مهندسی مشغول به کار شدم برای شروع عالی بود
    از نزدیک شاهد تعصب شدید بچه های شرکت نسبت به محصولات و برنامه ها و تحقیقاتشون و عزم جزمشون برای رسیدن به هدفهای جسورانشون بودم و واقعا جذاب بود
    جمعه و عید و عاشورا معنی نداشت و همیشه مثل سربازای داوطلب با جون و دل میجنگیدن
    اون موقع به دلیل علاقم به فیلد استاندارد سازی و صنعت خودرو شرکت رو ترک کردم و البته الان به اهدافم رسیدم اما همیشه قلبم و فکرم پیش سیناژن بود و هست و از شنیدن خبرهای پیشرفتش لذت میبرم
    خیلی خیلی دوست دارم تجربیات شخص شما خانم دکتر حامدی فر رو در قالب یه کتاب ببینم و بخونم و لذت ببرم
    با اینکه الان شرایط خوبی دارم و در وزارت صنعت مشغول فعالیتم اما قطعا اگر به عقب برگردم در تصمیمم در ترک سیناژن تجدید نظر میکردم
    موفق باشید مثل همیشه
    😍😍

نظر بدهید