رقم مهر

اشتراک گذاری

رقم مهر

Like
Like Love Haha Wow Sad Angry
29962

به نظر من عجیب ترین و در عین حال آشناترین اتفاق بشری دوستی است. در گذر تلخ روزگار آن جاهایی که خلوت تاریکت را می خواهی بشکنی اما نمی دانی چگونه، اسم رمز شکستن حصارش همین دوستی است.

آدم ها در ظاهر خیلی با هم متفاوت دوستی می کنند. بعضی ها دوستان زیادی دارند، بعضی ها یکی دوتا دوست خیلی صمیمی دارند، بعضی ها سخت دوست می شوند و بعضی ها خیلی زود آشنا هستند اما بی شک هیچ انسانی بی نیاز از حس دوستی نیست.

اینکه دوستی با عاشقی چه تفاوت دارد را بسیار گفته اند و گفته ایم اما من معتقدم که جنس ناب این هردو از یک گنج خانه ی خلقت آمده. هردو جریان خوب و نابی است که تو را بیشتر با زندگی پیوند می دهد و گویا جلای دیدگان است تا زندگی زیبا را ببینی و لذت ببری. شاید یکی جریانش طوفانی و پرتلاطم باشد، شاید یکی دیوانه وار و خانمان برانداز باشد اما سیل و جویبار هردو از جنس لغزش تن آب است بر بستر خاک.

قسمت عجیب داستان آنجاست که نمی دانم در آن لحظه های تاریک و سخت و کلافه کننده، این تو هستی که حس خوب دوستی را در هوا، در زمین، وسط کیبورد و پشت این صفحه یا میان شلوغی یک مهمانی شکار می کنی یا این قواعد ناشناخته ی خلقت که جریان مثبت محبت را به سمت خلاء سیاه چال سوق می دهد. یک لحظه بیشتر طول نمی کشد و حس می کنی که جریان گرم دوست داشته شدن در تو جاری است و این چیزی نیست جز طعم ناب بودن.

گاهی آدم ها عاشق دوست هایشان می شوند. دست خودشان نیست، هر رودی استعداد سیلاب شدن دارد اما ظرفیتِ با سیلاب رفتن، سر به صخره کوفتن، تن به پرتگاه آبشار سپردن و بازهم هوس تلاطم کردن کار هرکسی نیست، اینکه سیل تو را به زیر بکشد، مخلوط آب و شن را به خوردت بدهد، سرت را به تخته پاره ای بکوبد و تو از رقص موهایت در دست آب سرخوش شوی، از هر کسی بر نمی آید.

اما دوستی خیلی ساده است، بودنش داغ نیست و آمدنش بی قرارت نمی کند اما وجودش دلت را قرص می کند. لبخندش از هوشت نمی برد اما مسری است، لمس او و حس خوب لمس کردن، بودن خود توست، وجود او به تو ثابت می کند که هستی و خوب هستی و این تا به کجا می تواند پیش برود خدا می داند. هر دو نفری برای خودشان موجود جدیدی را در عالم دوستی خلق می کنند. موجودی که زبانش را فقط آن دو می فهمند و کوچه پس کوچه هایش را آن دو می شناسند. تکرار و شباهت در داستان عشق به نظر من بسیار بیشتر از داستان های دوستی است. دوستیی که مرزهایش از میان گونه های جانوری نیز عبور می کند.

در میان روزهای سخت و شلوغ و خشن گهگاه لیوان چایی گرم در خلوت دوستانه ای تو را از همه آن نامرادی ها بیرون می کشد و به یادت می آورد که زندگی هنوز سخت دلپذیر یا حداقل قابل تحمل است. به واقع همدلی ازهم زبانی خوشتر است  و دوستی نوعی از آشنایی را می طلبد تا عمق جان.

می شود دوستی کرد و خندید، می شود دوستی کرد و با هم پیاده روی کرد یا به مهمانی رفت و ….. اما آن زمان که همیان وجودت خالی از حس خوب زندگی و نشاط و امید می شود، در آن لحظه هایی که گرداب می رباید و آبت نمی برد، در اوج ناتوانی از  سرپا نگهداشتن قامت امید، تنها و تنها رفیقی آشنا، که نه، درد آشنا باید تا مبادا خیسی گونه هایت را به ابتذال بکشاند. رفیقی که ممکن است به اشکهایت بخندد، رفیقی که به فریادهایت گوش دهد، رفیقی که فقط در آغوشت بکشد و رفیقی که بنشیند و بگوید و بگوید یا اینکه هییییچ نگوید. مهم نیست کدام گزینه را برگزیند اگر با نخستین لحظه ی حضورش با یک پیام یا صدا یا دیدار حس کردی که دیوار آن محبس سیاه و خشن و دردآور ترک بر می دارد، بی شک شما هم را یافته اید.

این روزها دوست یافتن سخت ساده است و پیچیده نیز هم، آنقدر مسیرهای ارتباطی هست که جریان خوب انرژی های مثبت را در هر لحظه می توان بر دوش یکی یا چندتایشان سوار کرد و از به مقصد رسیدنشان نیز مطمئن شد. اما آدم های پیچیده یا شاید زخم خورده یا سیاسی کار و محبوس در انواع منیت های رنگارنگ، به راحتی نمی توانند و شاید نمی خواهند که خود را به جریان نرم وسیال دوستی بسپارند. بعید هم نیست که کم کم استعدادش را از دست داده ایم. خیلی برای دلهای هم وقت نداریم و خیلی از تنها شدن نمی ترسیم چون خودمان را از دست داده ایم.

هرگز در جریان زندگی به مرگ فکر نمی کنم جز آن هنگام که درگیر عشق یا دوستی بوده ام. تنها دریغ اندوهناک من از مردن و ندانستن آن است که چه کسانی تا کجا دوستم داشته اند و وحشت بی حدم از آن که مبادا باشند کسانی که ندانند چقدر و تا کجا دوستشان می دارم. هیچ ترتیبی و آدابی در بیان مهر نباید و از هر لحظه و کلام و اشارتی باید بهره برد تا مبادا عشق و دوستی را از زندگی دریغ کرده باشی. مومنم به این که بی تردید نابخشودنی ترین گناه نزد خداوند ممانعت از تجلی علت آفرینش اوست در هستی و ممانعت از آنکه مهر تجلی کند و مسری باشد و دیایمان را غرق در نور کند.

Like
Like Love Haha Wow Sad Angry
29962

بدون دیدگاه

    • ناشناس-
    • اسفند ۱۳, ۱۳۹۶ در ۱۲:۱۹ قبل از ظهر-
    • پاسخ

    خانم دکترچه نظری خلاصه بگم عالی خوب کامل مرسی

نظر بدهید